امروزند و صدایشان فرداست!

 

صدایشان را بشنویم و برای ساختن آینده­ی فردایشان و دست جوان، پر توان، اما کوتاه از امکانات در خورشان، و انسانیت زیبایشان را بگیریم.

سال هاست که از خود بیانگانگی ما آدم­ها ما را نه از یک دیگر که حتی از خویشتن خویش جدا کرده است.

این جهان واژگون که بر نوک بینی سوداگران جان و مال انسان­ها بنا گذارده شده است، و فقیرمان ساخته، نه تنها خودمان را که خوبی­هایمان را هم فقیر کرده است.

روی سخن من به آن­هایی است که می­توانند به قول آن ترانه­ی زیبای سوئدی خلاف جریان شنا کنند. بر خلاف مسیر پارو بزنند، اما نمی­توانند به هنگام بدرود گفتن به عزیزانشان روان شدن جویبار کوچک اشکشان را سدی باشند.

به این ویدئو نگاه کنید. سال­هاست که هر نوع به کمک شتافتنی در زمینه­ی افتصادی - به ویژه برای کودکان - تحت نام «کار خیریه چاره­ی کار نیست»، «فرهنگ گداپروری را اشاعه می­دهد» و هزاران دلیل کوچک و بزرگ بجا و نابجای دیگر را همه­ی ما به نوعی رد کرده­ایم. در جهانی که دیگران و دیگرتران برای بالا کشیدن خود، پای بر تن­های نحیف کودکان می­گذارند؛ در جهانی که عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد؛ در جهانی که واژگون ناشدنی­اش نمایانده­اند؛ ذات شریف انسانی که نمی­خواهد مسخ باشد، می­خواهد مفید بماند و دست کمک رسانش را از زیر خروارها  مشکل  بالا می­آورد و دست جوان و کوچکی را می­فشارد را نکوهش سیاسی کرده­ایم، اما این کار زیبا ارزش در خود دارد. نه تنها حس مفید بودن و تقویت غریزه­ی رهایی انسانی­اش را بر آورده می­کند، بلکه به طور واقعی و ملموس در چگونگی بودن یک انسان دیگر تاثیر مستقیم می­گذارد.

اما کودکان و جوانان ما به جنبه های توامان چند بعدی وسیع و اجتماعی برای رسیدن به حقوق شان - که گویا می­بایست طبیعی باشد و با خودشان به دنیا بیاید و امروز به زشت ترین شکلی از آن­ها ربوده شده - نیاز دارند. تنها و تنها با یک حرکت وسیع و سراسری برای لغو کلیه­ی قوانین ضد کودک و کودک آزار و بهره کشی از آنان می توان وسعت و تاثیر این کمک­ها را تداوم بخشید و برای ساختن آینده­ی بهتر برای بشریت گام­های هر چند کوچک، اما جدی و موثری برداشت. کسانی که در برابر  این فاجعه های انسانی به صرف کمک­های فردی و مالی بسنده می­کنند (منظور همه­ی آنانی که کمک می­کنند نیست. کسانی که به عنوان مدافع حقوق کودک تنها و تنها همین را از جامعه­ی بزرگسال در زمینه­ی حقوق کودکان مطالبه می­کنند و به جنبه های تلاش اجتماعی و تقویت جنبش لغو کار کودک و دفاع  ار حق کودکی نمی­پردازند را می گویم) در حقیقت خاک به چشم حقوق کودکان و حقیقت ستمی که بر آن­ها روا می­شود، می­پاشند و بس. البته اگر نخواهم در این جا از دیگرترانی که با علم کردن دست ابولفضل و کاسه­ی گدایی و تقلیل دادن شعور و حس همبستگی و همدردی انسانی تا سطح نازل خودخواهانه، توهین آمیز و حقیر صدقه دادن برای دفع بلا از سر "خود"، "مال خود"، "کودک خود"، و هر آنچه که بر آن نام "مال" گذاشته شده است، نام ببرم.

واقعیت این است که گسترش اسف بار شور بختی کودکان، از اعماق جامعه فریادهای گوناگونی را بلند نموده است. هر کس به فراخور حال خود - از آن جا که نفس کودکی معصوم، زبیا و تکان دهنده است - سعی می­کند به آن پاسخی بدهد. البته طبیعی است که تمامی انگیزه ها از طرح مسائل کودکان یک سان نیست. جمعی به دنبال کسب نام به قیمت زحمت شبانه روزی این و آنند؛ برخی به صرف اعلام موضع و نه تاثیر گذاری بسنده می­کنند؛ و پاره­ای به انشا نوشتن درباره­ی کودکان می­پردازند و لیست نوشته هایشان را طولانی­تر می­نمایند؛ اما جنبش  دفاع ار حق کودکی، زنده و فعال است. به هر زبانی خودش را واگو می­کند. به آن بپیوندید! از تلاش گران جنبش لغو کار کودک ودفاع از حق کودکی حمایت کنید! به یاریشان بشتابید!

آری، جنبش ما زنده است! پاهای کوچک و جوانش، علی رغم هزاران زخمی که بر خود دارد، به راه زندگی پویان است! هم قدمش شوید! از هر نوع کمکی به آن دریغ نورزید! دفاع از تلاش گران عرصه­ی حقوق کودکان و مصونیت اجتماعی و سیاسی­شان در راه کار پر ارزشی که می­کنند، یکی از جنبه های مهم این فعالیت­ها و کمک رسانی­هاست.

به این تلاش گران در ایران کمک کنید! از کمپین لغو قوانین کودک آزار به نفع جگرگوشه هایمان پشتیبانی کنید! به ما بپیوندید!

 

«علیه رنج و خستگی، برای حق کودکی!»

«یک دو سه، بچه ها همه سوی مدرسه!»

 

سوسن بهار

شانزدهم ژانویه 2007

 

 

ویدئو را در این آدرس ببینید: 

http://www.youtube.com/watch?v=ZUze-GCGe9A