قطع نامه
پايانى اولین کنگره جهانى کودکان کار!
Children,s
World Congress on
child labour
ما کودکان شرکت
کننده در اولين کنگرهى جهانى کودکان کارگر، عليه کار کودک، به ايتاليا آمدهايم.
از گوشه هاى مختلف جهانيم، به زبانهاى متفاوتى صحبت مىکنيم، در شرايط گوناگونى
رشد کردهايم، با فرهنگهاى مختلف، و گذشتههاى متفاوتى هم داريم؛ اما در يک نقطه
مشترکيم: «ما مىدانيم که کار کودک بايد از بين برود.»
کنگرهى ما موفق بود. هر چند که جاى تعداد زيادى از نمايندگان مهم مان خالى بود.
اين کودکان ويزا دريافت نکردند، به اين دليل که دولت ايتاليا حضورشان را به لحاظ
امنيتى ريسک مىدانست. کودکانى که امکان حضور نيافتند، خود را به شدت مورد تبعيض
قرار گرفته حس مىکنند.
همهى ما جاى آنها و ابراز عقايدشان را در اين کنگره خالى مىدانيم. چرا که اين
کودکان از قسمتهايى از جهان قرار بود شرکت کنند که بيشترين تعداد کودک کارگر را
دارند. در کنگره بعدى اما ما انتظار حضورشان را داريم و خواستار آن هستيم. چرا که
صداى آنان بيانگر موقعيتشان است و بايد به گوش جهانيان برسد.براى شرکت در اين
کنگره، هر کشورى پروسه هاى متفاوتى را از سر گذراند و روشهاى مختلفى را براى
انتخاب نمايندگان اتخاذ کرد. بسيارى از کودکان شرکت کننده خودشان کارگر بودند و يا
در اين باره تجربهى کارى داشتند. کودکان ديگر هم در اين باره شنيده و آموخته بودند
و مبارزه عليه آن را در دستور خويش قرار داده بودند؛ با احساس مسئوليت و هدف از بين
بردن اين جنايت که عليه ٢٤٦ ميليون کودک در گوشه و کنار جهان صورت مىگيرد.
همهى ما کفايت و لياقت شرکت در اين کنگره را داشتيم و نقش فعال و موثرى به عهده
گرفتيم. به همين دليل، مباحث اين سه روزه بسيار بارور بود و اين خود به دليل
فعاليتهاى مختلف و سهم به عهده گرفتن ديگرانى بود که مىخواستند به ما نيرو و
امکان اين را بدهند که بر گرفتارىهاىمان فائق آئيم.قبل از اين که بحث دربارهى
کودک کارگر شروع شود، بايد بدانيم که تنها راه دست يابى کودکان به حقوق شان ممنوعيت
کار آنهاست. و اين به نوبهى خود بخش بسيار مهمى در زمينهى حقوق پايهاى بشر است.
ما بايد از خودمان سئوال کنيم که چرا همهى ما انسانها از داشتن چنين حق اساسىاى
(حقوق بشر) محروم هستيم؟
مقولهى صلح نيز نقش موثرى در دست يابى به حقوق انسانى دارد. زمانى که در صلح زندگى
مىکنيم، هر کودک نه تنها شانس بهترى براى رسيدن به حقوقش دارد، بلکه پتانسيل و
توان بيشترى براى ساختن دنياى امروز و تحويل آن به نسل بعدى بشر را خواهد داشت.
وقتى که بحث دربارهى کار کودک را آغاز کرديم، متوجه شديم که انواع مختلفى از کار
کودک در گوشه و کنار جهان وجود دارد. ربوده شدن توسط باندهاى مواد مخدر، کار بردگى،
حمل مواد مخدر، استثمار جنسى، در تجارت سکس، مزارع پنبه، کارخانههاى بزرگ و
کارگاههاى کوچک، ماهيگيرى، کار در کشتى، ماشين شويى در گاراژها، فروشندگى در
خيابان يا بازار، حمل زباله، خشت زنى، حمل و نقل، راه سازى، ساحتن ابزار پزشکى و
جراحى، کار خانگى، سربازى اجبارى، و بسيار مشاغل ديگر.
اين کودکان هر روز مورد ظلماند و کسى بايد سخن گوىشان باشد. هنگامى برخى از مردم
به ويژه دولتها از اين مساله اطلاع يافتند، آن را پنهان نمودند و چشم بر روى آن
بستند. اما اين بى توجهى هيچ تغييرى در اين فاکت زنده و عينى به وجود نمىآورد که
کار کودک وجود دارد و بايد فورا در شکل پر مخاطرهى آن که به جسم و روح کودکان آسيب
وارد مىآورد، ممنوع گردد.در طول کنگره بسيارى از کودکان اظهار نمودند که به
دولتهاىشان باور ندارند، چرا که آنها فقط قولهاى پوشالى مىدهند. آنها قولهاى
زيادى براى ممنوعيت کار کودک و تحصيل اجبارى و رايگان و رفاه اجتماعى مناسب
دادهاند، اما هرگز به قولهاىشان جامهى عمل نپوشاندهاند و کماکان بيشتر و
بيشتر پول خرج توليد اسلحه مىکنند؛ در حالى که بسيارى از کودکان جهان نمىتوانند
بخوانند و بنويسند، سرپناهى براى زندگى ندارند و شکمشان گرسنه و سفرهىشان خالى
است. آنها بايد اين چيزها را که اساسىترين و ضرورىترين وسايل براى رسيدن ما به
حقوقمان است در اختيار ما قرار دهند. اين وظيفهى دولتهاست که حقوق ما را رعايت
کنند. متوقف کردن کار کودک و تحصيل اجبارى و رايگان با کيفيت بالا.
ما گلهها و انتقادات زيادى از و به دولتهاىمان داريم. وقتى که ما صحبت از
دولتها مىکنيم، منظورمان فقط دولتهاى کشورهاى خودمان نيست، بلکه تمامى مسئولان
دولتى در سطح بينالمللى را مورد نظر داريم. تمامى اين دولتها در سطح ملى و فرا
ملى وظيفه دارند که حقوق ما را رعايت کنند.
اولين و مهمترين قدم در اين راه اين است که به حرفهاى ما گوش فرا دهند. بايد در
زمينه هاى مختلف تصميم گيرى کودکان را دخالت دهند. دولتها بايد براى کودکان
فرصتهايى به وجود آورند که بتوانند رشد کنند. و موقعيتشان را تغيير دهند. براى
اين که کودکان همان قدر آيندهاند که حالاند و بايد موقعيت امروزشان تثبيت شود.
دولتها بايد به کار گرفته شدن کودکان را جرم تلقى کنند، اما هرگز کودک را مجرم
ندانند. کودکان قربانى کارند. آنها بايد کسانى را که کودکان را مورد سوءاستفاده
قرار داده و به آنها خشونت روا مىدارند، مجازات و تنبيه کنند.
دولتها بايد قوانينى را که وضع کردهاند، رعايت کنند، اما قوانين جارى کافى نيستند
و بايد قوانين جديدى وضع شوند. حقوق معلمها بايد بالا رود. معلمها بايد خود تحصيل
کرده و دوره ديده باشند و کار آنها بايد مورد بررسى قرار گيرد. به اين ترتيب،
تحصيل اجبارى و رايگان و با کيفيت بالا بايد تمامى کودکان را جدا از جنسيت و نژاد و
موقعيت اقتصادى، مذهب، محل تولد، شهروند بودن، قوم، مليت و زبان شامل شود.
همهى کشورها بايد مسالهى کار کودک را جزو مواد درسى قرار بدهند. دولتها بايد
براى بزرگ ترها ايجاد شغل کنند، تا کودکان مجبور به کار نشوند. حقوق بزرگ ترها بايد
رعايت شود و به آن احترام گذاشته شود. تمامى کارگران جهان بايد از حق تشکل کارگرى و
حق تجمع در محل کار بهرمند شوند. چرا که اين مىتواند آنها را از امکانات ايمنى
محل کار برخوردار کند و از حق اشتغالشان محافظت نمايد. والدين کارگر بايد از حق
بيمه برخوردار باشند، تا کودکان آنها مجبور به کار نشوند. دولتها بايد يک
برنامهى ثابت براى متوقف کردن کار کودکان داشته باشند.
اين نقشه عملها اما بايد با نظرخواهى از کودکان همراه شود. دولتها موظفاند که بر
پروسهى صرف هزينه هاى منظور شده براى ايجاد امکانات رفاهى براى کودکان نظارت داشته
باشند و اجازه ندهند که اين امکانات در دست افراد ناباب قرار گيرد.
دولتها بايد روشى را اتخاذ کنند، تا بتوانند پروسه توليد را کنترل کنند و تشخيص
بدهند که در اين پروسه از کار کودک استفاده نشده باشد. دولتها بايد نه فقط با هم،
بلکه با مردم و اتحاديه هاى کارگرى نيز در اين زمينه همکارى داشته باشند، تا
اقدامات آنها تاثيرات بيشترى بگذارد. از طرف ديگر، جامعهى انسانى بايد از کار
کودکان با خبر شود و به ما کمک کند که بر کار دولتها نظارت کنيم و توسط آنان به
کار گرفته نشويم. به اين معنى، سازمانهاى غير دولتى، ان. جى. او. ها، بايد به طور
مستقيم و غير مستقيم براى کودکان کار و فعاليت کنند.
و اين هم چنين وظيفهى والدين است که به حرف کودکان گوش فرا دهند. کودکان به عشق و
احترام و مراقبت نيازمندند. اين امر بر عهدهى والدين قرار دارد که کودکان يک زندگى
شاد و تثبيت شدهى خانوادگى داشته باشند. والدين بايد هم مسئوليت بپذيرند و هم حق
راى داشته باشند. و وقتى که حق راى داشته باشند، بايد سخن گوى کودکان باشند. همين
طور بايد حق راى را براى کسانى که به حقوق کودکان احترام مىگذارند هم قائل شد.
وقتى که والدين به خواستهاى کودکان بى توجهاند و حقوق آنان را پايمال مىکنند،
دولت ها بايد به نفع کودکان وارد عمل شوند. والدين بايد به مقولاتى مانند استثمار
جنسى کودکان و خشونت عليه آنان بپردازند و آنها را به بحث بگذارند؛ حتا اگر تخصص
ويژهاى در اين زمينه نداشته باشند. به اين دليل که اين تنها راه اطلاع يافتن
کودکان از حقوق طبيعى خود و سالم و محفوظ ماندن آنان است. والدين بايد از مسايل مهم
آموزشى کودکان و مشکلات جنسى آنان اطلاع داشته باشند و در رفع آنان بکوشند. والدين
بايد از مقولهى کار کودک و ضايعات ناشى از آن که خود بزرگ سالان را هم در بر
مىگيرد، آگاهى يابند.
٭ ٭ ٭
ما اکنون راه
حلهاىمان را براى خاتمه دادن به کار کودک بيان مىکنيم:ما کودکان بايد
گردهمآيىهايى را براى پاسخ دادن به سئوالات دربارهى مقولهى کار کودک و حقوق
کودکان در سطح محلى و در شهر و روستاها فراهم آوريم. ما بايد کودک به کودک را در
اين زمينه آموزش دهيم و از حق کودکى دفاع کنيم. ما بايد يک پارلمان کودک در هر کشور
به وجود بياوريم که نه تنها جنبهى سمبليک دفاع از حقوق کودکان را داشته باشد، بلکه
بر تغيير موقعيت آنها -که فکر مىکنيم بسيار نامناسب است- تاثير مستقيم بگذارد.
در اين پارلمانها يک نماينده هم مىتواند از طرف دولت آن کشور حضور داشته باشد.
نمايندگان اين پارلمانها مىتوانند در سطح ملى و فرا ملى در کنگره هاى بين المللى
حضور به هم رسانده، به بررسى مشکلات و قوانين پرداخته، گزارش آن را به دولتها و
افکار عمومى در سطح کشورى و فراکشورى اطلاع دهند. ما بايد شبکهاى از کودکان تشکيل
دهيم، تا بتوانيم ارتباط مان را حفظ نموده از اين طريق در سطح بين المللى مقولهى
کار کودک را منعکس کنيم.
فقط به وسيله همکارى ماست که ما مىتوانيم قدرت داشته باشيم و به کار کودک خاتمه
دهيم. اين شبکه مىتواند از تمانى کودکان جهان تشکيل شده و همهى آنها را در بر
گيرد و داستان زندگىشان را در اختيار افکار عمومى قرار دهد. اين شبکه مىتواند به
ما و کار پر دردسرمان عليه استثمار کودکان کمکهاى موثرى بنمايد. اين شبکه هم چنين
مىتواند از اقدامات و يا عدم اقدام دولتها، وفادارى آنها به تعهدات شان و يا
پوشالى بودن قول و قرارهاىشان، جامعهى انسانى را مطلع سازد.
ما فکر مىکنيم که اين شبکه بايد از هنرهايى مانند رقص و موسيقى و تئاتر براى
انعکاس دادن وضعيت کودکان کارگر استفاده نمايد. اين يک روش است که به وسيله آن هم
مقولهى غم انگيز کار کودک به اطلاغ افکار عمومى مىرسد و هم عليه آن، نيرويى را
جمع و متحد مىکند.
ما بايد عليه کار کودک در دهات و روستاها، آن جا که نيرويى براى مبارزه وجود ندارد
يا قوى نيست، به فعاليت بپردازيم. اطلاع دربارهى کار کودک بعضا منحصر به مردم
شهرها مىشود و مردم دهات از خطرناک بودن کار براى کودکان اطلاع ندارند. ما بايد
آنان را به صحنه بکشانيم.ما قول مىدهيم که فعاليت براى از بين بردن کار کودک را
ادامه دهيم و دنياى بهترى براى کودکان بسازيم. و حالا ما از همهى شما مىخواهيم که
به ما به پيونديد، چرا که فقط با اتحاد مىتوانيم آزادى کامل را براى همه به دست
آوريم. در اين هم بستگى و دوستى مىتوان جهانى سالمتر و مسالمت آميزتر براى همگان
پى ريزى کرد. امروز قدرت در دست ماست. ما آينده را مىسازيم.
ما «حاليم» و صداى ما
«آينده» است!
دهم تا سیزدهم 2004 _ فلورانس (ایتالیا)
برگردان: «جمعيت الغاى
کار کودکان در ايران»