کودکان خيابانى
فاطمه قاسم زاده
سلام عرض مىکنم خدمت عزيزانى که اگر چه از نظر جغرافيايى از ما دور هستند، اما ما
هميشه به يادشان هستيم و تشکر مىکنم از «داروگ» و «اتحاديه نويسندگان سوئد» که
امکان اين ديدار را فراهم کردند و اميدوارم که هميشه در راه کار براى کودکان، که
شايسته اين نوع خدمات هستند، کوشا و موفق باشند.
بحثى که من دارم، در ارتباط با کودکان خيابانى است. من شعرى را از يک شاعر اهل شيلى
مىخوانم که مىدانيد کشورش بيشترين کودکان خيابانى را در خود جاى داده است.
«ما به خاطر بسيارى از اشتباهاتمان گناه کاريم
اما بدترين جنايت ما رها کردن کودکانمان به حال خود
و غفلت از اين فواره هاى زندگى است.
بسيارى از چيزهايى را که به آن نيازمنديم
مىتوان منتظر گذاشت، اما کودک را نمىتوان
همين حالا زمانىست
که استخوانهاى او در حال شکل گرفتن
خون در حال ساخته شدن
و حواس او در حال کامل شدن است.
به او نمىتوانيم بگوييم فردا
نام او امروز است.»
گابريل ميستاريل، شاعر شيليايى، از کتاب «نام من امروز»،
پديده کودکان خيابانى، همان طور که اطلاع داريد، پديدهاى جهانى است. ما هم جنبه
هاى مثبت جهانى داريم (علم جهانى، تمدن جهانى و فرهنگى جهانى) و هم جنبه هاى منفى
جهانى داريم (از جمله کودکان خيابانى که در همه جهان گسترده هستند). مشکلات کودکان
خيابانى در کشور ما، مساله کارشان، مساله فقرشان، جزيى از يک پديده جهانى است و
بنابراين محدود به هيچ حوزه جغرافيايى معينى نمىشود. به همين دليل هست که تلاش در
راه بهبود وضعيت کودکان هم محدود به هيچ حوزه جغرافيايى معينى نمىشود. و به همين
علت هم هست که ما از راه دورى آمدهايم و امروز اين جا در خدمت شما هستيم، براى اين
که فکر مىکنيم که بايد براى سعادت کودکان تلاش کنيم، تا شايد بتوانيم اندکى از
رنجشان را کاهش دهيم.توجه به مساله کودکان خيابانى از اين جهت اهميت دارد که
مىدانيم کودکان نيازمند ما هستند و به تنهايى نمىتوانند از خودشان دفاع کنند. اين
ما هستيم که بايد از آنها حمايت کنيم و حقوقشان را متحقق کنيم، همان طور که در
کنواسيون حقوق کودک هم آمده است. کودکان خيابانى در واقع محرومترين کودکان هستند،
براى اين که از حقوق اساسى خود، مثل تغذيه و بهداشت و آموزش محروم هستند. از طرفى،
مقوله کودک خيابانى پديده رو به گسترشى است و وقتى که پديدهاى رو به گسترش است،
طبيعى است که بايد اقداماتى انجام داد. شايد نشود اين مشکل را همين الان رفع کرد،
هر چند که رفع مشکلات کودکان، آرمان ما و آرزوى ماست، ولى حداقل مىتوانيم براى
کاهش پديده کودکان خيابانى اقداماتى را انجام دهيم. بخصوص که اين کودکان مورد سوء
استفاده هاى فروانى قرار مىگيرند و بزه هاى مختلفى بر آنان اعمال مىشود. و هم به
اين علت که کودکان خيابانى به علت شرايط خاص زندگىشان، خود نيز به اقداماتى دست
مىزنند که سطح ارتکاب به جنايت را در جامعه بالا مىبرد. معمولا سرقت و يا انواع
رفتارهايى که ما در اين کودکان مىبينيم، متاسفانه به دليل شرايط زندگى آنان است که
هم سبب افزايش آسيب پذيرى خودشان و هم آسيب رساندن به جامعه و سلامت جامعه مىشوند.
در تعريف پديده کودکان خيابانى بايد بگويم که البته در مورد چنين تعريفى توافق وجود
ندارد، براى اين که تعريفهاى مختلفى از کودکان خيابانى مىشود و علتش هم اين است
که کودکان خيابانى در واقع طيف وسيعى را در بر مىگيرند. تعريفى که سازمان جهانى
بهداشت در سال ١٩٩٣ از کودکان خيابانى نموده است، مىگويد: کودکان خيابانى، کودکانى
هستند که بيشترين وقت خود را در خيابان مىگذرانند و در نتيجه به دليل اين نوع
زندگى از حقوق اوليه خود که شامل، تغديه، بهداشت، سر پناه، و آموزش است محروم
مىشوند.
با توجه به اين تعريف، کودکان خيابانى را به چهار گروه تقسيم مىکنند:
١- کودکانى که در خيابان هستند، يعنى جاى ديگرى براى زندگى ندارند، در خيابان زندگى
مىکنند و همه وقت خود را در آن جا مىگذرانند؛
٢- گروه دوم - که خيلى از کشورها و از جمله ايران در اين گروه قرار مىگيرند - شامل
کودکانى است که ظاهرا خانواده دارند، ولى خانواده آنها را براى کار به بيرون از
خانه مىفرستد. در واقع، اين کودکان به نوعى بچه هاى کار هستند. بچه هايى که در
خيابان کار مىکنند و نه در جاهاى محدود و سربسته. اين کودکان هم بيشتر وقت خود را
در خيابان مىگذرانند؛
٣- گروه سوم، کودکان هستند که از خانه به طور موقت فرار کردهاند و يا به علت
آزارهايى که ديدهاند، از خانه بيرون آمده و در خيابان بسر مىبرند؛
٤- و گروه چهارم کودکانى هستند که در مراکز خاص نگه دارى مىشوند و به نوعى مورد
حمايت قرار مىگيرند. اما مساله اصلى اين است که ببينيم چه عواملى سبب مىشود
کودکان خيابانى ازدياد پيدا کنند و روز به روز بيشتر شوند. اين عوامل هم جهانى
هستند و هم در شرايط خاص کشورها مىتوانند متفاوت باشند. مطالبى که اين جا خدمت شما
عرض مىکنم بيشتر تحقيقى است که به کمک برخى از دانش جويان در مورد کودکان خيابانى
در تهران انجام دادهام و بيشترين نتايج بحث من در مورد کودکان خيابانى نيز مبتنى
بر آن هست. بر اساس اين تحقيق، عوامل مسبب به وجود آمدن کودکان خيابانى را مىتوان
به چند دسته تقسيم کرد. يک سرى دلايل درونى است، فردى است. بچه هايى که بنا به اين
دلايل به نوعى از خانه بيرون مىزنند و به جرگه کودکان خيابانى مىپيوندند، تعداد
کمترى هستند. شايد دلايل روانى زيستى، بيشتر از دلايل محيطى در مورد وضعيت اين
بچه ها نقش داشته باشد. يک سرى از دلايل هم اجتماعىاند. مهمترين دلايل اجتماعى در
کشورى مانند ايران و احتمالا در کشورهاى ديگر که باعث به وجود آمدن و ازدياد کودکان
خيابانى مىشود، يکى فقر است. فقر واقعا بزرگترين دشمن انسان در طول اعصار و قرون
است و هنوز هم على رغم پيش رفت علم و تکنولوژى، ما با اين پديده شوم دست به
گريبانيم. ازدياد جمعيت در کشور ما هم دليل ديگرى از اين رده است. اگر چه رشد جمعيت
در اين سالها کمى پايين آمده، اما کماکان ازدياد جمعيت به نحوى است که از توان
اقتصادى خانواده ها مىکاهد. مهاجرت هم دليلى هست. البته در دو سطح مهاجرت داريم.
يکى از کشورهاى مختلف بخصوص افغانستان انجام مىگيرد که بيشترين بچه هاى آنان از
يک نظر بچه هاى خيابانى هستند. و ديگرى مهاجرتهايى است که در درون کشور انجام
مىگيرد، بخصوص از مناطق جنگ زده. بررسى ما در تهران نشان مىدهد که بيشترين تعداد
کودکان خيابانى مهاجر از بچه هاى جنوب کشور هستند. بچه هايى که بيشتر در معرض
پديده جنگ و ويرانىهاى ناشى از آن قرار گرفتهاند.مساله اجتماعى ديگر، کم رنگ شدن
فرهنگها و ارزشها و فاصله زيادى است که بين نسلها به وجود آمده است. در واقع اين
فاصله، فرار از خانواده را در مواردى به وجود آورده و منجر به خيابانى شدن اين نوع
کودکان گرديده است. نقش دولتها درباره کودکان خيابانى خيلى مهم است، به ويژه در
کشورهايى مانند کشور ما. به اين دليل که اقدامات حمايتىاى که از طريق دولتها براى
کاهش اين پديده بايد انجام بگيرد، بسيار کم است. جدا از اين که فقر، فاصله طبقاتى و
بى عدالتى، سبب ايجاد پديده کودک خيابانى مىشود، اما واقعيت اين است که ما در دو
زمينه ديگر هم مشکل داريم. يکى آن که خلاء قانونى داريم، يعنى ما براى اين که بچه
ها را از وضعيت خيابانى نجات دهيم، بخصوص بچه هايى که عمدتا خانواده دارند، از نظر
قانونى راه کارهاى زيادى نداريم که بتوانيم اقداماتى را سازمان دهيم. يکى هم اين
که، سازمانى که مسئوليت اين کودکان را به عهده بگيرد، وجود ندارد. البته اخيرا اين
مسئوليت را به سازمان بهزيستى واگذار نمودهاند. اما اين که تا چه حد اين سازمان
مىتواند موثر باشد، معلوم نيست.
يکى ديگر از عوامل مورد بحث، عامل خانوادگى است. در تحقيقى که ما انجام داديم، نقش
عامل خانوادگى حتا از عوامل اجتماعى هم مهمتر بود. البته علتش اين هست که خود
عوامل خانوادگى هم به نوعى تابع عوامل اجتماعى هستند. به هر حال، فقر و ازدياد
جمعيت، همه مىتوانند بر ساختار خانواده تاثير بگذارند. و ساختارى را به وجود آورند
که ساختار سالمى براى نگه دارى و پرورش کودکان نباشد. خانواده هاى پر تنش که دائما
جدال دارند، خانواده هاى گسسته و طلاق گرفته، خانواده هايى که به دلايلى فقط تک
والد هستند، يعنى فقط پدر يا مادر دارند، خانواده هاى پر جمعيت، خانوادهاى که در
آن ناپدرى و يا نامادرى وجود دارد، يا خانوادهاى که معتاد است، در ايجاد کودکان
خيابانى نقش دارند. تعداد کودکان خيابانى در سطح جهان را حدود ١٠٠ ميليون ارزيابى
مىکنند که ٤٠ ميليون آنها در آمريکاى لاتين، ٢٥ ميليون در آسيا، ١٠ ميليون در
آفريقا، و بقيه هم در کشورهاى ديگر حتا در کشورهاى پيشرفته پراکنده هستند. اما از
نظر آژانس بين المللى کودکان خيابانى، «اس. کا. آى.» که در ١٩٨٨ در کانادا تاسيس
شده، اين رقم اغراق آميز است و رقم حدود ١٠ ميليون را درست مىداند. علت اين اختلاف
نظرها، همان طور که اول بحث گفتم، اين است که تعريف واحد و مورد توافقى از کودکان
خيابانى وجود ندارد. طيف وسيعى از کودکان خيابانى وجود دارند که بعضى از نهادها
آنها را در آمارها و تعريفهاى خود کنار مىگذارند. از جمله خود اين آژانس بين
المللى، بچه هاى کار را جزو بچه هاى خيابانى حساب نمىکند؛ در حالى که سازمان جهانى
بهداشت، بچه هاى کار را که در خيابان مشغول به کارند، جزو بچه هاى خيابانى به حساب
مىآورد. البته نظر اين آژانس درست نيست، براى اين که از رقم ٢٥٠ ميليون کودک ٦ تا
١١ سالهاى که در کشورهاى در حال رشد مشغول کار هستند، بخش عمده کودکان
خيابانىاند. به نظر مىرسد همان رقم ١٠٠ ميليون درستتر است. در ايران اما آمار
رسمى نداريم. نداشتن آمار البته هميشه به معناى نداشتن مشکل نيست، بلکه مساله اين
است که ما يک قدم عقبتريم که حتا اين اندازه حساسيت نداريم که آمار کودکان خيابانى
را تهيه کنيم. تقريب يا برآورد يا تخمين داريم که بين ٤٠٠ هزار تا يک ميليون کودک
خيابانى در ايران وجود دارد که عمدتا بچه هاى افغانى هستند. اين تقريب را هم از طرح
پيش نويس «کانون اصلاح و تربيت» گرفتهاند که طرحى را براى اسکان کودکان خيابانى در
دستور دارد. به هر حال تا همين چند سال پيش سازمانهاى دولتى در مورد مشکلات
کودکان، سياست انکار را در پيش گرفته بودند. و اصلا منکر وجود کودک آزارى، کودک
خيابانى، و کودک کار، مىشدند. ولى اخيرا حداقل به عنوان يک واقعيت پذيرفتهاند که
چنين پديده ها و مشکلاتى وجود دارد. براى اين که انکار هميشه به بحران مىانجامد و
بحران هم چيزى نيست که به قول معروف کورترين و کرترين افراد هم آن را نبينند و
صدايش را نشوند.
به طور خلاصه، نتايج تحقيقات ما در تهران را مىتوان به شرح زير خلاصه کرد.
(تحقيقات و اقداماتى ديگرى هم توسط دانش جويان رشته هاى روان شناسى و جامعه شناسى
صورت گرفته که دانش نامه هايشان را در مورد کودکان خيابانى مىنويسند. از جمله در
مشهد، توسط آقاى کاشفى، تحقيق خوبى در اين زمينه صورت گرفته است.)
الف- دلايل:
- جنگ و پيامدهاى آن: آوارگى بى خانمانى و...؛
- تغيير ارزشها و فاصله بين نسلها؛
- وجود سنتها، باورها و نگرشهاى نادرست در مورد کودکان، از جمله نگرش به کودک به
عنوان يک منبع درآمد، خشونت با کودکان، داشتن مالکيت نسبت به کودکان و...؛
- نبودن سازمانهاى حمايت کننده از کودکان در شرايط ويژه، از جمله در مورد کودکان
خيابانى؛
- نبودن قوانين حمايت کننده از کودکان در شرايط ويژه، از جمله در مورد کودکان
خيابانى؛
عوامل خانوادگى يا خانواده هاى آسيب زا:
با توجه به نقش خانواده در رشد و پرورش کودکان، عوامل خانوادگى زير در خيابانى شدن
کودکان موثر هستند:
- وجود اعتياد در خانواده (پدر، مادر يا ساير افراد خانواده)؛
- بيمارى روانى، جسمى يا فوت والدين؛
- خانواده هاى پر تنش؛
- خانواده هاى گسسته به علت جدايى پدر و مادر و يا عوامل ديگر؛
- سابقه بزه کارى در خانواده؛
- خشونت و آزار کودکان در خانواده؛
عوامل زيستى - روانى (فردى):
اين عوامل ويژگىهاى شخصيتى هر فرد را مىسازند و گاه سبب ناسازگارى، بحران هويت،
فرار از خانه و مدرسه و... در کودکان و نوجوانان مىگردند. اين عوامل تحت تاثير
عوامل اجتماعى و خانوادگى نيز قرار مىگيرند.
ب- روش اجرا:
براى انجام اين بررسى، مراحل زير اجرا گرديد:
١- نمونه گيرى: از آن جا که انتخاب گروه نمونه با روشهاى آمارى با توجه به
ويژگىهاى کودکان خيابانى دشوار است، روش زير در نظر گرفته شد: - انتخاب پنج منطقه
در تهران: منطقه شمال، ميدان تجريش، و خيابان هاى اطراف آن؛ منطقه حنوب، ميدان شوش
و خيابانهاى اطراف آن؛ منطقه غرب، ميدان آزادى و خيابانهاى اطراف آن؛ منطقه شرق،
ميدان رسالت و خيابانهاى اطراف آن؛ منطقه مرکزى، ميدان انقلاب و خيابانهاى اطراف
آن.
٢- زمان بررسى: اين بررسى در يک مقطع زمانى پنج ساله، از سال ١٣٧٥ تا ١٣٧٩، انجام
گرفته است.
٣- شمارش کودکان خيابانى: تعداد کودکان خيابانى در مناطق پنج گانه و در مقطع پنج
سال شمارش گرديد که نتايج آن به تفکيک سال و منطقه در جدول شماره يک آورده شده است.
٤- تهيه و اجراى پرسش نامه: براى انجام اين بررسى، پرسش نامهاى شامل ١٥ سئوال تهيه
گرديد که توسط کودکان خيابانى پاسخ داده شد. نتايج آن در جدول شماره دو آورده شده
است.
٥- مصاحبه با کودکان خيابانى: با ٥٠ درصد از کودکان خيابانى براى پاسخ دادن به
سئوالات پرسش نامه، مصاحبه به عمل آمد. انتخاب اين گروه با توجه به مشکلات موجود،
با روشهاى آمارى امکان پذير نبود، بلکه بر اساس امکانات موجود و دسترسى به کودکان
انجام شد.
٦- مشاهده کودکان خيابانى: در طى انجام بررسى، کودکان خيابانى به دفعات و در
موقعيتهاى مختلف مورد مشاهده قرار گرفتند. نتايج مشاهده در جدول شماره سه آورده
شده است.
٧- سئوالات باز پرسش نامه: دو سئوال پرسش نامه، نظر کودکان در مورد زندگى خودشان
بود که آيا از آن رضايت دارند و در صورت مثبت يا منفى بودن جواب، دلايل خود را
ارائه دهند. دلايل رضايت يا عدم رضايت کودکان جمع بندى و در حدول شماره چهار آورده
شده است. سئوال ديگر مربوط به مشکلات آنها بود که در واقع همان دلايل عدم رضايت
خود از زندگىشان است.
ج- جمع بندى و خلاصه نتايج بررسى:
اينک به مهمترين نتايج اين بررسى به اختصار اشاره مىکنم.
جدول شماره يک: در اين جدول به نکات مهم زير مىتوان اشاره کرد:
١- در پنج منطقه مورد بررسى، تعداد کودکان خيابانى افزايش يافته است. ميزان افزايش
حداکثر ٢٣٣ درصد در ميدان تجريش و حداقل ٨١ درصد در ميدان رسالت بوده است. ميزان
متوسط آن در پنج منطقه، ١٢٣ درصد بوده است.٢- علت تفاوت افزايش کودکان خيابانى در
مناطق مختلف، تفاوت وضعيت اقتصادى - اجتماعى اين مناطق است. ميدان تجريش به عنوان
يک مرکز خريد و يک منطقه مناسب از نظر وضع اقتصادى - اجتماعى آن در شمال شهر،
بيشترين تجمع کودکان خيابانى و بالاترين نرخ افزايش آنها را داشته است.
جدول شماره دو: در نتيجه گيرى از پرسش نامهها در اين جدول به نکات مهم زير مى توان
اشاره کرد:
١- تعداد پسران خيابانى بيشتر از دختران است (بيش از پنج برابر).
٢- از نظر سن، گروه سنى ٦ تا ١٢ سال بيشترين تعداد را دارند (٤٨ درصد).
٣- از نظر تحصيلات، کودکان بى سواد بالاترين درصد را دارند (٤٧ درصد).
٤- از نظر محل تولد، کودکان شهرستانى در تهران بيشترين تعداد را دارند (٤٢ درصد).
٥- از نظر مليت، بيشترين گروه ايرانى هستند (٦٥ درصد).
٦- از نظر محل سکونت، بيشترين تعداد در جنوب شهر زندگى مىکنند (٤٢ درصد).
٧- از نظر شغل، گدايى بالاترين درصد را دارد (٢١ درصد). ساير مشاغل کودکان به شرح
زير است: گل فروشى، روزنامه فروشى، واکسى، دوره گردى (جمع کردن نان، روزنامه و...).
و نيز در ارتباط با مواد مخدر و سرقت.
٨- از نظر ميزان درآمد، حداقل ماهيانه کمتر از ٣٠ هزار تومان و حداکثر بيشتر از
١٠٠ هزار تومان است.
٩- از نظر ميزان ساعات کار، بيشتر کودکان بين ٦ تا ١٠ ساعت در روز کار مىکنند (٣٥
درصد).
١٠- از نظر چگونگى هزينه کردن درآمد، بيشتر کودکان درآمد خود را صرف خانواده خود
مىکنند (٥٤ درصد).
١١- از نظر نحوه زندگى، اکثر کودکان با خانواده خود زندگى مىکنند (٨٣ درصد).
١٢- از نظر وضعيت پدر و مادر، اکثر کودکان با پدر و مادر خود زندگى مىکنند (٥٦
درصد).
١٣- از نظر تعداد افراد خانواده، بيشتر کودکان خانواده پر جمعيت (بين ٥ تا ٨) نفر
دارند (٥٩ درصد).
١٤- از نظر ميزان رضايت از زندگى خود، اکثر کودکان تا حدى از زندگى خود رضايت دارند
(٤٧ درصد).
١٥- مهمترين مشکلات کودکان خيابانى از نظر آنها در واقع همان دلايلى بود که در
مورد عدم رضايت از زندگى خود اظهار کرده بودند که در سئوال ١٤ جمع بندى شده است.
د- راه کار ها:
براى کاهش کودکان خيابانى و بهبود وضعيت آنها اقدامات زير را مىتوان انجام داد.
بخشى از اين راه کارها در واقع دراز مدت هستند. راه کارهايى که در واقع آرمانها و
آرزوهاى ما هستند و در کوتاه مدت امکان تحقق آنها وجود ندارد، اما به عنوان عاملى،
انگيزه کار و تلاش ما در زندگى مىباشند. از جمله: کاهش فقر، برقرارى عدالت
اجتماعى، تامين رفاه اجتماعى و... که مستلزم تغييرات اساسى در ساختارهاى اجتماعى -
اقتصادى جامعه است.
ديگر، راه کارهاى کوتاه مدت هستند که مهمترين آنها به شرح زير است:
- شناسايى کودکان خيابانى؛
- ايجاد سر پناه براى کودکان خيابانى؛
- ارائه خدمات به کودکان خيابانى و يا حداقل نظارت بر کار آنان؛
- ارائه خدمات مورد نياز به خانواده هاى کودکان خيابانى با توجه به اين که اکثر
کودکان خيابانى با خانواده خود زندگى مىکنند؛
- تدوين قوانين مورد نياز براى حمايت از کودکان خيابانى؛
- مشخص کردن سازمان مسئول حمايت از کودکان خيابانى؛
- استفاده از مشارکتهاى مردمى در حمايت از کودکان خيابانى؛
- تاکيد بر نقش دولت در برنامه ريزىهاى کلان در ارتباط با کودکان خيابانى؛
- ايجاد شبکه يا نظام يک پارچه مراقبت و حمايت از کودکان خيابانى؛
اقدامات انجام شده در مورد کودکان خيابانى
الف- در سطح بين المللى اقدامات زير انجام شده است:
١- اسناد سازمان ملل: از جمله اعلاميه هاى شماره ١ و ٢ حقوق کودک (١٩٢٤-١٩٥٩)،
کنوانسيون حقوق کودک ١٩٨٩؛
- اصول راهبردهاى سه گانه (قواعد پکن ١٩٨٥، رياض ١٩٩٠، هاوانا ١٩٩٠)؛
- قطع نامه هاى ١٩٩٤ و ١٩٩٥ سازمان ملل در مورد سرنوشت تراژديک کودکان خيابانى؛
- اجلاس جهانى کودکان، ١٩٩٠ نيويورک؛
- کنفرانس جهانى حقوق بشر، ١٩٩٣؛
- کنگره جهانى بهره کشى جنسى از کودکان با مقاصد تجارى، ١٩٩٦ استکهلم؛
- منشور جوانان قرن ٢١، پاريس ١٩٩٩؛
- کنفرانس بين المللى کار، ژنو ١٩٩٩؛
- منشور فدراسيون جهانى انجمنهاى آژانسهاى مسافرتى متصدى سياحت و کودک، سال ١٩٩٩؛
- نهضت جهانى براى کودکان و نوجوانان ٢٠٠١؛
- برنامه حذف کار کودک ١٩٩٢؛
- مبارزه بين المللى براى پايان دادن به روسپى گرى کودک در توريسم آسيا، سال ١٩٩١؛
ب- در سطح ايران:
١- برنامه هاى يونيسف: فعاليتهاى زير توسط يونيسف انجام شده است:
- تحقيق در زمينه کودکان خيابان، سال ٧٧؛
- برگزارى کارگاه در جستجوى آينده در مورد کودکان خيابانى، سال ٧٧-٧٨؛
- اجراى پروژه هايى براى کمک به سازمانهاى دولتى و غير دولتى براى کار در مورد
کودکان خيابانى از نظر آموزشى و مالى؛
- ارائه منابع و اطلاعات در مورد کار با کودکان خيابانى؛
٢- سازمان بهزيستى: فعاليتهاى زير هم توسط سازمان بهزيستى انجام شده است:
- طرح تجهيز و راه اندازى مراکز جمع آورى، تشخيص و جايگزينى کودکان خيابانى و
متکديان به صورت آزمايشى در ١٩ استان از سال ١٣٧٨ با همکارى سازمانهاى دولتى ديگر؛
اهداف طرح عبارت بودند از:
- شناسايى و تشخيص کودکان خيابانى؛ - فراهم کردن امکانات زندگى براى کودکان
خيابانى؛ - شناخت توانمندىهاى کودکان خيابانى؛ - آموزش (درسى و حرفهاى) کودکان
خيابانى؛ - و سالم سازى شهرها در ارتباط با کودکان خيابانى؛
طرح سامان دهى کودکان خيابانى که بعد از واگذارى حمايت از کودکان خيابانى به
بهزيستى، بر اساس مصوبه ٢٥/٣/٧٨ تهيه گرديد، از سال ١٣٧٩ در استانها و تهران در ٢١
مرکز اجرا شده است. اين طرح شامل اقدامات زير بوده است؛
- ايجاد مراکز مداخله در بحران در تهران و مراکز استانها؛
- ايجاد خانه هاى امن (سلامت) براى زنان و دختران؛
- برگزارى همايش مسايل کودکان و نوجوانان ايرانى، تهران اسفند ١٣٧٦؛
٣- شهردارى: فعاليتهاى زير توسط شهردارى انجام شده است:
- تشکيل ستاد ساماندهى کودکان خيابانى؛
- تاسيس خانه هاى سبز (سه خانه) در سال ١٣٧٨ در تهران براى کودکان خيابانى پسر؛
- تاسيس خانه ريحانه براى دختران در تهران در سال ١٣٧٨؛
بديهى است که اين فعاليتها و اقدامات با اشکالات اساسى و نارسايىهايى همراه است
که بررسى آنها نياز به فرصت بيشترى دارد.
٭ ٭ ٭
پرسش نامه بررسى وضعيت کودکان خيابانى
١- جنس: - دختر - پسر
٢- سن: - زير شش سال- ١٢ تا ٦ سال- ١٨ تا ١٢ سال
٣- تحصيلات - بيسواد - ابتدائى- راهنمايى - متوسطه
٤- محل تولد: - تهران - شهرستان - ساير مشخص شود.
٥- مليت: - ايرانى - افغانى - ساير مشخص شود.
٦- محل سکونت: -جنوب - شمال - شرق - غرب - مرکز - ساير مشخص شود.
٧- شغل: - گدايى - ساير
٨- ميزان در آمد: - ٣٠ بيشتر و کمتر - ٣٠ تا ٥٠ - ٥٠ تا ٨٠ - ٨٠ تا ١٠٠ - بالاتر
از ١٠٠ - نامعلوم
٩- ميزان ساعات کار يا حضور در خيابان: - ٤ تا ٦ ساعت - ٦ تا ١٠ - ١٠ به بالا -
متغير
١٠- چگونگى هزينه درآمد: - شخصى - خانوادگى -شخصى و خانوادگى - گروهى - ساير مشخص
شود.
١١- نحوه زندگى: - با خانواده - تنها - گروهى - باندها - ساير مشخص شود.
١٢- وضعيت پدر و مادر: - دارد - ندارد - تک والد - ناپدرى - نامادرى - ساير
١٣- تعداد افراد خانواده: - ٥ نفر و کمتر - ٥ تا ٨ نفر - بالاتر
١٤- ميزان رضايت از زندگى: - ندارد - کم - متوسط - در حد کافى
١٥- مهمترين مشکلات
٭ ٭ ٭
نتايج پرسش نامه بررسى وضعيت کودکان خيابانى
شماره پرسش ها- تعداد کل ٥٦٦ نفر - تعداد مصاحبه شوندگان ٢٩٣ نفر
١- جنس دختر ١٤ درصد - پسر ٨٥ درصد
٢- سن: زير ٦ سال، ١٦ درصد - ٦ تا ١٢ سال، ٤٨ درصد - ١٢ تا ١٨ سال، ٣٥ درصد
٣- تحصيلات: بيسواد ٤٧ درصد - ابتدايى ٣٢ درصد - راهنمايى ١١ درصد - دبيرستان ٩
درصد
٤- محل تولد: تهران ٢١ درصد - شهرستان ٤٢ درصد - ساير (افغانستان، پاکستان و...) ٣٦
درصد
٥- مليت: ايرانى ٦٥ درصد - ساير کشورها ٣٣ درصد
٦- محل سکونت: جنوب ٤٢ درصد - شرق ٢١ درصد - غرب ١٨ درصد - مرکز ٩ درصد - شمال ٨
درصد
٧- شغل: گدايى ٢١ درصد - ساير ٧٨ درصد
٨- ميزان درآمد: ماهانه ٣٠ هزار تومان و کمتر ١١ درصد - ٣٠ تا ٥٠ هزار تومان ٢٨
درصد - ٥٠ تا ٨٠ هزار تومان ٢٣ درصد - ٨٠ تا ١٠٠ هزار تومان ١٦ درصد - بالاتر از
١٠٠ هزار تومان ٩ درصد - نامعلوم ١٢ درصد
٩- ميزان ساعات کار: ٤ تا ٦ ساعت ٢٦ درصد - ٦ تا ١٠ ساعت ٣٥ درصد - ١٠ ساعت و
بالاتر ٢٤ درصد - متغير ١٤ درصد
١٠- چگونگى هزينه درآمد: شخصى ١٢ درصد - خانوادگى ٥٤ درصد - شخصى و خانوادگى ١٥
درصد - گروهى ١٧ درصد
١١- نحوه زندگى: با خانواده ٨٣ درصد - تنها ٣ درصد - گروهى ٤ درصد - باندها ٩ درصد
١٢- وضعيت پدر و مادر: دارد ٥٦ درصد - ندارد ٩ درصد - يک والد ١٣ درصد - ناپدرى ٨
درصد - نامادرى ١٢ درصد
١٣- تعداد افراد خانواده: ٥ نفر و کمتر ٢١ درصد - ٥ تا ٨ نفر ٥٩ درصد - بالاتر ١٨
درصد
١٤- ميزان رضايت از زندگى: ندارد ١٣ درصد - کم ١٥ درصد - متوسط ٤٧ درصد - در حد
کافى ٢٣ درصد
٭ ٭ ٭
جدول شمار يک: بررسى تعداد کودکان خيابانى در مناطق تهران در مقطع پنج ساله
شماره منطقه بررسى تعداد ١٣٧٥ ١٣٧٦ ١٣٧٧ ١٣٧٨ ١٣٧٩ تفاوت سال ٧٥ با ٧٩ درصد افزايش
جمع کل
١- ميدان تجريش ٩ ١٣ ١٩ ٢٤ ٣٢ ٢١ ٢٣٣ ٩٧
٢- ميدان انقلاب ١١ ١٦ ١٩ ٢١ ٢٣ ١٢ ١٠٩ ٩٠
٣- ميدان شوش ١٧ ٢٣ ٢٦ ٣٠ ٣٣ ١٦ ٩٤ ١٢٩
٤- ميدان رسالت ٢١ ٢٧ ٣١ ٣٤ ٣٨ ١٧ ٨١ ١٥١
٥- ميدان آزادى ١٤ ١٨ ٢٣ ٢٩ ٣٥ ٢١ ١٥٠ ١١٩
٦- جمع کل ٧٢ ٩٨ ١١٨ ١٣٨ ١٦١ ٨٩ ١٢٣ ٥٨٦
٧- تعداد مصاحبه شوندگان ٥٠ درصد ٣٦ ٤٩ ٥٩ ٦٩ ٨٠ ٢٩٣
٭ ٭ ٭
جدول شماره سه: نتايج مشاهدات کودکان خيابانى
الف- وضعيت کودکان از نظر جسمى: کودکان خيابانى مشاهده شده، از نظر جسمى ويژگىهاى
زير را نشان مىدادند که ناشى از شرايط نامناسب زندگى آنان است:
- آثار سوختگى، بريدگى و زخم بر صورت، دست و پا؛
- تميز نبودن صورت و لباس و مو و...؛
- سرخى و تورم چشمها؛
- رنگ پريدگى و يا تيرگى صورت؛
- آثار سوء تغذيه با رشد جسمى کمتر از سن خود؛
- خرابى و پوسيدگى دندانها؛
- عفونت گوش و گلو؛
ب- وضعيت کودکان از نظر رفتارى (عاطفى - روانى):
- بى اعتمادى و بدگمانى نسبت به ديگران؛
- نشانه هاى حالات اضطرابى (ترس، اضطراب)؛
- رفتارهاى پرخاش گرانه نسبت به يک ديگر؛
- در مواردى تيکهاى عصبى؛
- احساس خصومت نسبت به ديگران؛
- کمبود اعتماد به نفس و احساس حقارت؛
- کمبود احساس ارزش مندى؛
- کار زياد و سخت؛
- نداشتن ظاهر مرتب و تميز (بخصوص براى نوجوانان)؛
- مورد محبت و توجه کسى نبودن، چه در خانه و چه در خيابان؛
- سوء استفاده جنسى از آنها؛
- نداشتن آينده روشن؛
٭ ٭ ٭
جدول شماره چهار
الف- دلايل رضايت کودکان از زندگى خود:
١- تنوع محيط زندگى به اين معنا که خيابان جاى جالبى براى کودکان است؛
٢- نداشتن مسئوليت در زندگى روزمره مثلا در مورد لباس، غذا، بهداشت و...؛
٣- نرفتن به مدرسه، چون براى گروهى از بچه ها مدرسه جاى جالبى نيست؛
٤- با دوستان بودن، در مورد بچه هايى که به صورت گروهى زندگى يا کار مىکنند؛
٥- امکان تفريح و بازى در خيابان؛
٦- پول در آوردن، بخصوص در مورد کودکانى که بخشى از درآمد روزانه به خودشان تعلق
داشت؛
٧- آزاد بودن در خيابان، چون کسى با آن ها کارى ندارد؛
ب- دلايل عدم رضايت کودکان از زندگى خود:
١- مشکلات زندگى در خيابان از نظر سرما و گرما؛
٢- خستگى از کار و بودن طولانى در خيابان و نداشتن استراحت؛
٣- محروم بودن از رفتن به مدرسه؛
٤- نداشتن جاى ثابت براى زندگى؛
٥- نظر منفى مردم نسبت به آنها (تحقير و گاه توهين به آنها)؛
٦- بيمارى و نداشتن امکانات دسترسى به پزشک و دارو؛
٧- کم بودن و نامناسب بودن غذا؛
٨- مورد آزار ديگران قرار گرفتن؛
٩- مورد آزار پليس قرار گرفتن؛
١٠- سخت گيرى و رفتارهاى بد سردسته ها، در مورد کودکانى که با باندها زندگى
مىکنند؛
١١- دورى از خانواده؛
١٢- دورى از شهر خود؛
١٣- درآمد کم و مشکلات ناشى از آن؛
٭ ٭ ٭
فاطمه قاسم زاده، استاد دانشگاه، روزنامه نگار، محقق در مسايل کودکان و از فعالين
حقوق کودک در ايران است.