فراز و فرود نشريات کودک و نوجوان
(از سال ١٣٥٧ تا ١٣٨٢)
 

محمدرضا عاشورى

پيش از پرداختن به موضوع بحث، مايلم که سپاس خودم را از برگزارکنندگان ارجمند اين سمينار اعلام کنم و اميد داشته باشم که مدت زمانى که در خدمت تان هستم و بحثى که ارائه خواهم داد، شما را دچار احساس غبن نکند! در عين حال، آرزو کنم که توجه به مسايل کودکان از زواياى مختلفى مد نظر قرار بگيرد و در پژوهش‌ها و بررسى‌هايى که انجام مى‌شود و در مطالعه‌ى وجوه گوناگون مسايل کودکان، زمينه‌ى شناخت علمى و عالمانه‌ى آن‌ها را فراهم آورد!

عنوان سخن رانى من هست: «فراز و فرود نشريات کودک و نوجوان از سال ١٣٥٧ تا زمان حاضر (١٣٨٢). تلاش مى‌کنم پيش از ورود به بحث اصلى، نخست نگاهى موجز و گذرا به تاريخچه‌ى مطبوعات کودک و نوجوان (توجه به مسايل کودکان از چه زمانى به وجود آمده)، و اساسا تعريف از مطبوعات کودک و نوجوان چيست، و ويژگى‌هاى مطبوعات کودک و نوجوان در دوره‌ى بعد از انقلاب و... بياندازم. اميدوارم اگر مطلبى از قلم افتاد، بتوانم آن را در جلسه‌ى پرسش و پاسخ و در حد توان و بظاعتم، با کمک شما عزيزان، تکميل کنم.

نخست بايد به تعريف «مطبوعات کودک» پرداخت، ويژگى‌هاى آن را باز گفت و آن گاه وارد بحث اصلى شد. در تعريف «مطبوعات کودک»، اختلاف نظرهاى بسيارى وجود دارد. آن چه حاصل آراى صاحب نظران مختلف است، اين است که «مطبوعات کودک»، نشرياتى هستند که به صورت ادوارى و ويژه‌ى سنين زير ١٨ سال منتشر مى‌شود. البته خود اين نشريات هم به رده هاى مختلفى تقسيم مى‌گردد که عمومى‌ترين آن: کودک و نوجوان است. با اين همه، اين تعريف هم چنان کامل نيست و محل تشکيک دارد.اما نکته‌ى اصلى و مهم اين است که اين گونه نشريات بايد داراى مطالبى باشند، که در حد استعداد و مقتضيات سنى و محيطى کودکان باشند. به تعبير ديگر، اشتباهى که بسيارى از دست اندرکاران اين نشريات مى‌کنند، اين است که در بهترين شرايط بر آنند که مطالب و علاقه مندى‌هاى بزرگ سالان را به زبانى ساده تر براى کودک «بازنويسى» کنند. چنين کارى، گاهى آنان را دچار اين گمراهى مى‌کند که «نشريات ويژه‌ى کودکان» منتشر مى‌کنند. شايد يکى از بنيادى‌ترين علل ناکامى نشريات کودک را در همين نکته بايد جست و جو کرد. واقعيت آن است که نشريات کودکان بايد بر «فضاى ذهنى و روانى» کودکان توجه داشته باشد.

استفاده از زبانى ساده و روان، همراه با کلمات و عباراتى قابل فهم و با چاپى خوش ساخت و گيرا در کنار تصاويرى که بتوانند به درک کودک کمک رسانند، از ويژگى‌هاى نشريات موفق کودک است.

در هين جا ضرورى است که توضيح کوتاهى هم در مورد بهره گيرى از واژگان «کودکان و نوجوانان» براى اين گونه نشريات بکنم. مى‌دانيم که روال عمومى در بيان مطبوعات ويژه‌ى کودکان در ايران، «مطبوعات کودکان و نوجوانان» است، که تعبيرى ناصواب و نادقيق است. وقتى از اين تعبير بهره مى‌گيريم، مرادمان «مطبوعاتى براى کودکان و نوجوانان» است. در واقع، از لحاظ دستور زبان فارسى، نوع اضافه‌ى به کار رفته در اين ترکيب، اضافه‌ى نسبى است و نه ملکى؛ همان گونه که گفته مى‌شود، مجله‌ى هنرى و يا مجله‌ى اجتماعى و نمى‌گوييم مجله‌ى هنرمندان و يا مجله‌ى جامعه شناسان. پس رواتر آن است که گفته شود «مطبوعات کودک و نوجوان» و نه «مطبوعات کودکان و نوجوانان».

افزون از يک سده است که مطبوعات کودک و نوجوان در سطح جهان منتشر مى‌شوند. ترديدى نيست که اين وسايل ارتباط جمعى در بين جوامع مختلف و در شرايط گونه گونى شکل گرفته، منتشر شده، و رشد يافته است. و البته به علل بسيارى، برخى از آن‌ها هم چنان به کار خود ادامه مى‌دهند و برخى نيز در ميانه‌ى راه از ميان رفته‌اند.

در سرزمين ما نيز بيش از هفت دهه است که از سابقه‌ى توجه جدى و روش مند به مسايل کودکان در قالب انتشار نشريه‌ى خاص آن‌ها مى‌گذرد. «سه فندق»، نخستين مجله‌ى کودک و نوجوان ايران بود که در سال ١٣٠٧ خورشيدى به همت مهدى قلى خان هدايت، پدر زنده ياد صادق هدايت، منتشر شد. اين نشريه از بخش‌هاى مختلفى شکل گرفته بود و وجه غالب آن (بسان ديگر نشريات اين دوران)، داستان و شعر و نمايش نامه بود که اغلب آن‌ها ترجمه‌ى آثار ديگر نويسندگان بودند.

در اين دوره، توجه به مسايل کودکان در قالب آثار کلاسيک فارسى و با استناد به آن‌ها بوده است. ده سال بعد از چاپ نخستين شماره‌ى «سه فندق»، دفترى سه گانه با عنوان ثابت «خواندنى‌هاى کودکان افسانه هاست» منتشر شد. اين دفترها با تصويب و بودجه‌ى «شوراى عالى فرهنگ» و به همت موسيقى دان سرشناس، علينقى وزيرى، روانه‌ى بازار گشت. جالب آن که، کار ترجمه و جمع آورى مطالب هر سه شماره‌ى اين دفترها توسط خود وزيرى انجام گرفت. هر سه شماره، شامل نمايش نامه، داستان، ترجمه‌ى شعر و مثل‌هاى ايرانى بودند. براى تصاوير اين دفترها از منابع غير ايرانى استفاده مى‌شد. در انتهاى هر دفتر، کلمه هاى نامانوس براى توده‌ى مردم و معانى آن‌ها آورده مى‌شد. دفتر اول «خواندنى‌هاى کودکان» در ارديبهشت ماه ١٣١٧ خورشيدى با قيمت تک شماره‌ى ٧ ريال (که به نظر مى‌رسد با توجه به شرايط آن زمان، قيمت بالايى بود) منتشر شد.

تلاش من براى پى بردن به چرايى ناکامى اين دو نشريه به جايى نرسيد و متاسفانه نتوانستم بدانم که آيا تعطيلى اين دو نشريه به علت عدم استقبال مخاطبان يا گرفتارى‌هاى شخصى و يا حتا ادارى بوده و يا علل ديگرى داشته است. (از آن جايى که مى‌کوشم از اين دوره به سرعت رد شوم، علاقه مندان را به پژوهش ارزنده‌ى زنده ياد منصور حسين زاده احاله مى‌دهم.)

پيش از پرداختن به مطبوعات بعد از شهريور ١٣٢٠، يادآورى اين نکته ضرورى است که شايد نخستين توجه به مسايل کودکان در نشريات به دوران انقلاب مشروطه برمى‌گردد. در اين دوران، برخى از زنان و نشريات زنان به طرح مسايل کودکان، با تاکيد بر بعد تربيتى آن، همت گماردند. در واقع، نشريات زنان، نخستين نشرياتى بودند که با توجه ويژه به مسايل آموزشى و تربيتى کودکان، زمينه هاى توجه عميق و نظام مند به مسايل کودکان و نضج نشريات کودکان را فراهم آوردند.

در هيمن دوره، خانم کمال در نشريه‌اى با نام «گنجينه‌ى فنون و دانش» به طرح مطالب تربيتى و آموزشى براى کودکان مى‌پردازند. برخى از پژوهش گران مسايل کودکان، موفق به يافتن برخى نوشته هاى پيرامون کودکان در نشريات قبل از انقلاب مشروطه (١٢٨٥ هجرى خورشيدى) شده‌اند، مانند مقاله هايى درباره‌ى تربيت کودک به قلم ميرزا تقى خان کاشانى در روزنامه‌ى «فارس». البته اندک زمانى پس از مشروطه، مزين السلطنه اقدام به انتشار روزنامه‌ى «شکوفه» کرد که بخش عمده‌اى از مطالب آن درباره‌ى تربيت کودک بود.

پس از شهريور ١٣٢٠ و به دنبال استعفاى اجبارى رضا شاه، فضاى نسبتا مناسبى براى فعاليت‌هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى در جامعه به وجود آمد. شکل گيرى و فعاليت گروه هاى سياسى بر فضاى رقابتى جامعه دامن مى‌زد. هر گروهى در تلاش جذب هر چه بيش‌تر هوادار براى خود بود. در چنين شرايطى، کودکان نيز از تيررس چنين فضايى به دور نماندند. نشريات سياسى که براى تبليغ بزرگ سالان منتشر مى‌شدند، بخش‌هايى را هم به مسايل کودکان اختصاص مى‌دادند. اين مطالب عمدتا همان مطالبى بود که براى بزرگ سالان نوشته مى‌شدند و به زبان ساده‌اى براى کودکان به نگارش در مى‌آمدند. چنين مطالبى نه توسط صاحب نظران مسايل کودکان نوشته مى‌شدند و نه دل مشغولى‌هاى کودکان را هدف خود قرار داده بودند. چنين نگرشى به «مسايل کودکان» در بين تمامى گروه ها رواج داشت. نيروهاى چپ، ملى گرايان، مذهبى و... همگى به يک زبان ارشادى و از موضع «بالا» با کودکان برخورد مى‌کردند و براى آن‌ها «مطالب» تهيه مى‌کردند. طبيعتا ناکامى چنين فعاليتى از پيش روشن بود.از سوى ديگر، در سال ١٣٢٧، نشريه‌اى با نام «دانش آموز» منتشر مى‌شود که از آن بايد به عنوان نخستين نشريه‌ى تخصصى کودکان نام برد. متاسفانه اين تجربه نيز ناکام ماند و انتشار آن متوقف شد. بى گمان، علل بسيارى در ناکامى اين نشريه موثر بوده است. فضاى ملتهب سياسى، اوضاع نابسامان اقتصادى، سطح پايين فرهنگ عمومى مردم، بى تجربگى گردانندگان آن، و نبود يک نظام تبليغى و توزيعى مناسب را مى‌توان از عوامل اصلى اين ناکامى برشمرد.

اين روال تا واقعه‌ى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ادامه داشت. در سال ١٣٣٥، براى نخستين بار در تاريخ نشريات ايران، مجله‌ى «کيهان بچه ها» به عنوان نشريه‌ى تخصصى کودکان منتشر شد. انتشار اين نشريه را بايد نقطه‌ى عطفى در تاريخ نشريات و توجه به مسايل کودکان در ايران دانست.

نخستين شماره‌ى «کيهان بچه ها» در قطع ١٦ در ٥/٢٥ سانى متر با صاحب امتيازى و مدير داخلى جعفر بديعى منتشر شد. جعفر بديعى، ٢٣ سال مديريت و اداره‌ى اين نشريه را بر عهده داشت و موفق شد که آن را بدون وقفه منتشر کند. دين او به فرهنگ ايرانى فراموش ناشدنى است. «کيهان بچه ها»، نشريه‌اى عمومى براى کودکان بود و هيچ يک از گروه هاى سنى خاص را مد نظر قرار نداده بود.

در بررسى سير تحول مطبوعات کودک و نوجوان در بعد از سقوط حکومت پهلوى، مى‌توان دوره بندى‌هاى چندى را مد نظر قرار داد. با اين همه، به نظر مى‌رسد که در يک تقسيم بندى کلى و معنادار، مى‌توان دو دوره را از هم تميز داد. ١- دوره‌ى نخست از سقوط رژيم پهلوى تا پايان جنگ ايران و عراق؛ و ٢- دوره‌ى دوم از آغاز رياست جمهورى هاشمى رفسنجانى تا زمان مورد بررسى (١٣٨٢). طبيعى است که هر يک از اين دوره ها، داراى ويژگى‌هاى خاصى بوده و با در نظر گرفتن آن‌هاست که مى‌توان اين دو دوره را از هم متمايز کرد. (در ادامه به تفصيل در مورد هر يک از اين دوره ها بحث خواهد شد.) نکته‌ى اساسى اما توجه به اين مساله است که اين دوره بندى، نسبى بوده و هم چون هر پديده‌ى اجتماعى ديگر نمى‌توان يک مقطع تاريخى را به عنوان آغاز تحول يک پديده قطعى فرض کرد. به همين علت، چنين دوره بندى‌اى بيش‌تر ناظر بر ويژگى‌ها و «وجه غالب» تحولات در دوره‌ى مورد بررسى است.

١- دوره‌ى نخست (١٣٦٨-١٣٥٧)ماه ها قبل از سقوط حکومت پهلوى، رژيم کنترلى بر روى نشريات و کتاب‌هاى منتشر شده نداشت. گروه هاى سياسى براى تبليغ آرا و ديدگاه هاى خود به انتشار نشريات گوناگون روى آوردند. در اين ميان، اما جايى براى نشريات کودک و نوجوان وجود نداشت. پس از ٢٢ بهمن ١٣٥٧، شرايط و مقتضيات دوران ١٣٢٢-١٣٢٠ و تسلط فضاى حاد سياسى دوباره زنده شده بود. همه چيز رنگ و بوى سياسى داشت و اندک مطبوعات کودک و نوجوان بازمانده از قبل از انقلاب نيز تحت تاثير اين فضاى ملتهب قرار گرفته بودند. چنين التهابى موجب شده بود که ويژگى‌هاى مطبوعات کودک و نوجوان به فراموشى سپرده شود. در اين دوره، مطبوعات کودک و نوجوان به تکرار مطالب نشريات بزرگ سالان و تحليل سياسى روز مى‌پرداختند. به عنوان نمونه، مرورى بر جدى‌ترين نشريه‌ى دو دهه قبل از سقوط رژيم پهلوى («کيهان بچه ها») مويد تغيير در نگرش اين نشريه به مسايل کودکان و به فراموشى سپردان «خصلت» کودکانه بودن نشريه (مخاطب شناسى) مى‌باشد.

علاوه بر نشريات «پيک» («پيک نوآموز»، «پيک دانش آموز»، «پيک نوجوان» و «پيک جوان») که از قبل از سقوط رژيم پهلوى و بعد از آن منتشر مى‌شدند، به مرور گروه هاى سياسى نيز به صرافت نشر اين گونه نشريات افتادند. «دانش آموز و انقلاب شرق» توسط چريک‌هاى فدايى خلق، «سپيده سرخ» توسط اتحاديه‌ى انقلابى دانش آموزان ايران، «درفش براى دانش آموزان ايران» توسط حزب ملت ايران، «آذرخش» توسط حزب توده ايران، «اميد فردا» توسط سازمان جوانان دموکرات ايران، «پيام براى دانش آموز» و «پيام دانش آموز» توسط انجمن دانش آموزان مسلمان و مجاهد همدان، «اتحاد و رزم دانش آموز» توسط گروه مبارز ايجاد کانون‌هاى دموکراتيک دانش آموزى، «پويش» توسط کانون دانش آموزان پيشرو دبيرستان دخترانه‌ى هدف، «قم» توسط گروه توحيدى قم، «نسل انقلاب» توسط انجمن دانش آموزان مسلمان کرج، «مقداد» توسط انجمن دانش آموزان مسلمان تبريز، «صداى دانش آموز» توسط کانون دانش آموزان پويا - قزوين، و... بى شک در اين دوره نشريات متعدد ديگرى از سوى گروه ها و سازمان‌هاى سياسى در سطح ملى و منطقه‌اى منتشر شده که تحليل آن‌ها هدف بحث ما نيست. (و البته پرداختن و تحليل محتواى آن‌ها از زواياى گونه گونى جالب خواهد بود!)

نشريات کودک و نوجوان در اين دوره، داراى ويژگى‌هاى چندى مى‌باشند که «ايدئولوژيک» بودن يکى از خصلت‌هاى آن‌ها است. اين ويژگى در تمامى نشريات کودک و نوجوان وجود دارد. هم نشريات مذهبى و هم نشريات غير مذهبى از اين خصلت بهره مند هستند. سرعت سريع تحولات و در مرکزيت قرار گرفتن «مسايل سياسى»، نشريات کودک و نوجوان را در سال‌هاى ٥٩ و ٦٠ به حاشيه مى‌راند. به تناسبى که جريان‌هاى سياسى قلمع و قمع مى‌شوند و با تثبيت حکومت جديد، بخش‌هايى از حاکميت به صرافت انتشار نشريات کودک و نوجوان مى‌افتند.

مجله‌ى «آينده سازان» از سوى اتحاديه‌ى انجمن‌هاى اسلامى دانش آموزان در سال ١٣٥٩ هر پانزده روز يک بار و سپس به صورت ماه نامه منتشر مى‌شود. صاحب امتياز اين نشريه، قربانعلى درى نجف آبادى (وزير اطلاعات در دوره‌ى رياست جمهورى خاتمى)، هادى خامنه‌اى (مدير مسئول روزنامه‌ى «حيات نو» در دوره‌ى خاتمى و مسعود فراهانيان بودند.

از سوى ديگر، سپاه پاسداران نيز با انتشار هفته نامه‌ى «اميد انقلاب» وارد اين عرصه مى‌شود. بعدها اين نشريه هر پانزده روز يک بار منتشر مى‌گردد. «اميد انقلاب» از قديمى‌ترين نشريات کودک و نوجوان در جمهورى اسلامى است که هنوز هم منتشر مى‌شود. حزب جمهورى اسلامى و جهاد سازندگى نيز از جمله نهادهايى هستند که اقدام به انتشار نشريه‌ى کودکان مى‌کنند.

علاوه بر ايدئولوژيک بودن نشريات، «آمرانه» بودن مطالب آن‌ها نيز از خصلت‌هاى نشريات کودک در اين دوره است. اين نشريات سرشار است از نصايح و اندرزهاى بزرگ سالان به «کودکان کم تجربه»! که قرار است در آينده مسير و راه پدران و مادران خود را الگو قرار دهند. بزرگ سالان بر اين گمانند که «کليد در گنج طلايى» را به کف آورده‌اند و برآنند که آن را «بزرگوارانه» در اختيار «کودکان‌شان» قرار دهند. چنين ديدگاهى البته هماره در مطبوعات کودک و نوجوان و در تمامى دوران انتشار آن وجود داشته است. در دوره هايى چند، ديدگاهى رنگ شديدى به خود گرفته و گاهى نيز چنين نگرشى کم رنگ شده است. با اين حال، در اين دوران به راحتى مى‌توان تلقى «غير کارشناسانه» از مطبوعات کودک و نوجوان را مشاهده کرد.

زبان آمرانه‌ى نويسندگان مطبوعات کودک و نوجوان و فضاى پر فراز و نشيب سياسى، لاجرم به «هيجانى» شدن مطبوعات کودک و نوجوان دامن زد. اکنون کودکان بايد در مورد «امپرياليسم»، «ارتجاع»، «فاشيسم»، «الگوهاى کودک مسلمان»، و ده ها موضوع ديگر «آگاهى» مى‌يافتند و «موضع» نيز مى‌گرفتند! نفى دست آوردهاى جامعه‌ى بشرى و غرب ستيزى هيجانى، موجب شده بود که هم در گروه هاى چپ و هم در بين حکومتى‌ها، زبان و لحن مناسب کودکان به فراموشى سپرده شده و متون و روايات «خودى»، سرتاسر نشريات کودکان را انباشته سازد. در همين دوران، رواج الگوهاى کودک مسلمان در دستور کار نشريات حکومتى قرار مى‌گيرد. مطبوعات کودک به الگوسازى‌هاى «بومى» و «دينى» از کودک مى‌پردازند و به تصوير کردن «٢٤ ساعت از زندگى کودک مسلمان» همت مى‌گمارند. اکنون، در غياب نشريات گروه هاى سياسى، تنها يک نگرش و يک الگو، تبليغ همه جانبه را از آن خود مى‌کند. لحن آمرانه و هيجانى و نيز ايدئولوژيک بودن اين گونه نشريات، آنان را به نشريات گروه هاى سياسى شبيه مى‌کند. نشرياتى چون «نهال انقلاب»، «کودک مسلمان بلوچ»، «نهال اسلام»، «شکوفه هاى قلم»، «کارتون»، «رشد نوآموز»، «رشد دانش آموز»، و «رسولان انقلاب» از اين گونه نشريات هستند. تاملى در اسامى اين نشريات، مويد بعد ايدئولوژيکى نشريات کودک و نوجوان در اين دوره مى‌باشد.

به دنبال تثبيت هر چه بيش‌تر حکومت جديد و ممنوعيت فعاليت گروه هاى سياسى، گردانندگان و فعالان نشريات کودک و نوجوان که همگى از هواداران و وابستگان به حاکميت بودند، اقدام به برنامه ريزى و سازمان دهى اين گونه نشريات مى‌کنند. اکثر کسانى که بعدها و در طول بيست سال گذشته زمام برنامه ريزى و اجراى مسايل کودکان و از جمله نشريات کودک را در دست خويش مى‌گيرند، از اين طيف هستند: محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)، فريدون عموزاده خليلى، مهدى حجوانى، مصطفى رحماندوست، محسن چينى فروشان، قيصر امين پور، مهدى شجاعى، شهلا بارفروشان، داريوش نوروزى و...

در سال ١٣٦٢، برخى از روزنامه ها نيز صفحاتى را به چاپ مطالبى براى کودکان اختصاص مى‌دهند. «کيهان»، «اطلاعات» و «جمهورى اسلامى» (ارگان حزب جمهورى اسلامى) از آن جمله‌اند. به مرور و با گذشت زمان، ساير نهادها و ارگان‌هاى قدرت نيز به جرگه‌ى ناشران مطبوعات کودک و نوجوان وارد مى‌شوند: صدا و سيما، حوزه‌ى هنرى سازمان تبليغات اسلامى، و حوزه‌ى عليمه‌ى قم از جمله‌ى اين نهادها هستند که براى کودکان نشرياتى را منتشر مى‌کنند.

کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوانان که دوره‌ى شکوفايى خود را در دهه‌ى گذشته از دست داده و دچار تشتت در برنامه ريزى‌ها و سياست گذارى‌هاى خود بود، به بازنگرى در برنامه هاى انتشاراتى و مطبوعاتى‌اش مى‌پردازد. اين کانون در سال ١٣٦٧ و در اقدامى ناسنجيده و شتاب زده دست به انتشار هفت نشريه‌ى کودک و نوجوان مى‌زند. «آيش»، «قصه گويى»، «پويش»، و «رويش» از اين دسته نشريات کانون هستند. گويا دست اندرکاران کانون بر آن بودند که دوران طلايى اعتبار و درخشش کانون را از طريق تعدد نشريات به کف آورند! با همه‌ى اين‌ها و صرف هزينه هاى بسيار، کانون هرگز موفق به کسب اعتبار و نفوذ از دست رفته نشد. راهى که هنوز هم پس از گذشت افزون از دو دهه، موفق به پيمودن آن نشده است.

افزايش کمى مطبوعات در دوره‌ى نخست را مى‌توان از شاخص‌هاى اين دوره قلمداد کرد. همان طور که اشاره شد، در اين مقطع زمانى بسيارى از نهادهاى موجود اقدام به انتشار نشريات کودک و نوجوان مى‌کنند. به باور آن‌ها، کودکان هم چون مايعاتى هستند که هنوز شکل نگرفته‌اند و در هر قالبى ريخته شوند، همان شکل را به خود خواهند گرفت. آيا هجوم نهادها براى انتشار نشريات کودک و نوجوان براى «شکل دادن» آن‌ها بوده است؟! يافتن پاسخ به چنين سئوالى البته در بررسى وضعيت نشريات کودک و نوجوان در ايران داراى اهميت بسيار زيادى است و مى‌تواند پرتوى معرفت شناسانه در تحليل نشريات کودک به دست دهد.

طبيعى است که تعدد نشريات کودک نياز به نويسندگان بسيارى را در اين عرصه طلب مى‌کند. حکومتى بودن (و نه دولتى بودن) نشريات و توان بالاى اقتصادى و مالى سازمان‌هاى ناشر، امکان جذب نيروهاى انسانى را به اين نشريات فراهم مى‌آورد. به اين ترتيب، نسلى از علاقه مندان عمدتا جوان وارد اين عرصه مى‌شوند. بخش عمده‌اى از اين نيروها نه تجربه‌ى کار روزنامه نگارى دارند و نه شناختى از مسايل و ويژگى‌هاى خاص کودکان. تلفيق اين دو خصلت و اولويت «تعهد» به «تخصص» (در همان حد و مقدورات جامعه) موجب مى‌شود که على رغم افزايش نسبى سطح نشريات به نسبت سال‌هاى قبل (١٣٥٧ تا ١٣٦٥)، اين نشريات هم چنان در چنبره‌ى «تکرار» و «نصيحت» گرفتار آمده و موفق به يافتن مخاطب علاقه مند نشوند. تعطيلى زود هنگام بسيارى از اين نشريات (آن هم على رغم نبود يکى از اصلى‌ترين مشکلات مطبوعات در ايران، يعنى مشکل اقتصادى) نشانى است از اين ناکامى.

سطح فنى نشريات، بر خلاف محتواى آن‌ها، در سال‌هاى پايانى اين دوره ارتقاء مى‌يابد. در واقع، با گذشت زمان و نزديکى به سال ١٣٦٧، بخش اعظمى از اين نشريات به سمت تصويرگرى و گرافيک حرفه‌اى کودکان حرکت مى‌کنند. چاپ و کاغذ مناسب نيز بر اين جنبه از نشريات اين دوره تاثيرى مثبت مى‌گذارد. وابسته بودن اين نشريات و عدم دغدغه‌ى مالى آن‌ها، تقويت اين وجه مطبوعات کودک و نوجوان را ممکن مى‌سازد. هم چنان که وابسته بودن اين نشريات، خود يکى از بنيادى‌ترين (اگر نگوييم اصلى‌ترين) علت ناکامى و عدم جذب مخاطبان کودک است. چنين خصلت دوگانه‌اى، هم چون بختکى، بر سرتاسر عمر مطبوعات کودک و نوجوان سايه انداخته است.

در همين دوره و به مدد ورود سازمان‌هاى متعدد ناشر، گرايش به تخصصى کردن نشريات بيش‌تر مى‌شود. نشريات به گروه هاى سنى مختلف، طبقه بندى شده و براى هر گروه سنى، نشريه‌اى ويژه منتشر مى‌شود. هم چنين نشريات ويژه‌اى بر اساس جنسيت براى دختران و پسران چاپ مى‌شوند. «بلوچ» و «ئامانج کودکان»، نمونه هايى از نشرياتى هستند که بر اساس «قوميت» کودکان اقدام به انتشار آن‌ها مى‌شود. از سوى ديگر، نشرياتى در عرصه هاى مختلف علمى و فرهنگى براى کودکان منتشر مى‌گردد و مخاطبان خاصى از کودک و نوجوان را مورد نظر قرار مى‌دهند. از اين نشريات مى‌توان به «برهان» اشاره کرد که در عرصه‌ى علم رياضى منتشر مى‌شود و نيز مجله‌ى «فنون» که نشريه‌اى بود علمى. «باران» و «نسل نو» هم از نشريات دينى بودند که در کنار ساير نشريات با گرايشات دينى منتشر مى‌شدند. نشريات سياسى کودک و نوجوان مثل «عروه الوثقى»، «نبرد دانش آموز» و «سپيده سرخ» هم چنان از طريق نهادهاى حکومتى منتشر مى‌شوند.

٢- دوره‌ى دوم (١٣٦٩ تا ١٣٨٢)

دولت هاشمى رفسنجانى پس از پايان جنگ و تغييراتى در قانون اساسى و افزايش اختيارات رئيس جمهور بر سر کار آمد. شعار اصلى دولت، توسعه‌ى اقتصادى و توجه به رفاه و امنيت جامعه بود. مردم خسته از جنگ، تحريم اقتصادى، بيکارى و فقر، در آرزوى تحقق چنان شعارهايى عمر مى‌گذراندند! به برکت وام‌هاى بانک جهانى و صندوق بين المللى پول، و بر چنان زمينه‌اى، دگرگونى‌هايى در عرصه هاى گونه گون رخ داد. مطبوعات نيز در تيررس اين تحولات قرار گرفتند. انتشار نخستين روزنامه‌ى «غير متعارف» از تجليات چنين سياستى بود. «همشهرى» چه در «اندازه» و چه در «نوع چاپ» و چه به لحاظ مطالب منتشر شده، تحولى در مطبوعات ايران بود. اين نشريه بزودى توانست به روزنامه‌ى «طبقه‌ى متوسط شهرى» در ايران بدل شود. (بررسى روزنامه‌ى «همشهرى» هدف اين سخن رانى نيست، اما اشاره به آن براى ترسيم و توصيف فضاى آن دوران ضرورى است!)

در چنين شرايطى، البته آن چه که به فراموشى سپرده شد، «مطبوعات کودک و نوجوان» بود. با اين همه در سال ٦٩ و ٧٠، چندين نشريه‌ى جديد پا به عرصه گذاشتند که هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ نوع و شيوه‌ى پرداخت به مطالب، تا حدودى، تغييرات و تحولاتى را تجربه کردند. «سروش کودکان»، «سوره نوجوان» و «برهان» از اين نشريات بودند. يک سال بعد، روزنامه‌ى «همشهرى» ضميمه‌ى «آفتابگردان» را منتشر کرد. نشريه‌اى که بخت آن را داشت تا در سال ١٣٧٣ به صورت مستقل و به عنوان نخستين روزنامه‌ى نوجوان ايران، چنين جايگاهى را در تاريخ مطبوعات کودک و نوجوان ايران به دست آورد. اين روزنامه اما در سال ١٣٧٦ توقيف شد و از انتشار بازماند. از سال ١٣٧٦ بسيارى از روزنامه هاى کشور، اقدام به راه اندازى صفحات ويژه‌اى براى کودکان و نوجوانان کردند. «سلام»، «ايران»، «کار و کارگر»، «آفرينش»، «قدس»، «کيهان»، «رسالت»، «خبر»، «ابرار»، و «جمهورى اسلامى» از اين دسته‌اند.

هم چنين در اين دوران و در سال ١٣٧٥، نخستين جشنواره‌ى مطبوعات کودک و نوجوان برگزار مى‌شود. در اين جشنواره، روزنامه‌ى «آفتابگردان» به خاطر استفاده از مطالب بچه ها، تربيت خبرنگاران نوجوان، توجه به آموزش روزنامه نگارى، پوشش خبرى وقايع بوسنى و برگزارى مسابقه‌ى حرف‌هاى نوجوانان ايران با بچه هاى بوسنى، شايسته‌ى تقدير شناخته شد. «کيهان بچه ها» و «سروش نوجوان» نيز ديگر نشرياتى بودند که در اين جشنواره مورد تقدير قرار گرفتند.

نشريات کودک و نوجوان در اين دوره به لحاظ محتوايى تفاوت‌هايى با دوره‌ى نخست را تجربه مى‌کنند. اين تجربه ها البته ريشه در تحولاتى دارد که پس از دوران جنگ، جامعه با آن رو در رو است. جوانانى که با اميد به جبهه هاى جنگ ايران و عراق روانه شده بودند، پس از پايان يافتن جنگ، خود را «آرمان باخته» و «مغبون» احساس مى‌کردند. اگر اهل قلمى بودند و راه به نشريات کودک و نوجوان داشتند، به نقد جنگ و دوران جنگ پرداختند. بدان سان که نقد دوران جنگ از خصلت‌هاى نشريات اين دوره است.

در عين حال، افزايش فعاليت‌هاى اجتماعى و فرهنگى زنان، اين امکان را به وجود آورد که از حضور و آثار آن‌ها در نشريات کودک و نوجوان استفاده شود. بدين طريق، شاهد ورود دختران و فعاليت چشم گير آن‌ها در اين نشريات هستيم. شايد بتوان ادعا کرد که ورود زنان به عرصه‌ى مطبوعات کودک و نوجوان، موجبات تلطيف فضاى عمومى اين گونه نشريات را فراهم آوردند؛ فضا و آتمسفر خشن و مردانه‌اى که از فضاى سنگين دهه‌ى ١٣٦٠ برآمده بود و در فضاى جنگ بالا بر کشيده بود. چنين فضايى اکنون نه کارکرد دارد و نه توجيهى براى بودن‌اش. فلسفه‌ى وجودى چنين فضايى بسر آمده بود!

بهره گيرى از حضور و توان خبرنگاران کودک و نوجوان را نيز مى‌توان از ديگر ويژگى‌ها و خصلت‌هاى مطبوعات کودک و نوجوان در اين دوره برشمرد. ابتکار چنين کارى، نخستين بار توسط «سروش نوجوان» عملى شد. «خبرنگاران افتخارى» (عنوانى که به نوجوانان خبرنگار داده شده بود) تمامى مسئوليت و تهيه‌ى مطالب بخش «مجله در مجله» اين نشريه را بر عهده داشتند. موفقيت اين تجربه نشان داد که در صورت وجود شرايط بالنسبه مناسب مى‌توان به بارورى استعدادها در اين زمينه همت گماشت.

شايد به همين علت، توجه به کارکردهاى رسانه‌اى اين نشريات در اين دوره بيش‌تر مى‌شود و گرايش به بهره گيرى از اصول و مبانى روزنامه نگارى به خصوص روزنامه نگارى براى کودک و نوجوان افزايش مى‌يابد. بهره گيرى از قالب‌هايى چون «گزارش»، «مصاحبه»، تيترنويسى‌هاى اصولى و عنوان بندى‌هاى درست، استفاده بيش‌تر از «سوتيتر» و... از آن جمله‌اند. در همين دوران، توجه به مسايل فردى کودک و نوجوان و گرايش به طرح نيازهايى غير از نيازهاى تربيتى و ايدئولوژيکى کودکان مورد توجه قرار مى‌گيرد.

ورود نسل جديد روزنامه نويسان به اين عرصه، براى نخستين بار موجب قطب بندى شدن فعالان مطبوعات کودک و نوجوان مى‌شود. نسل اولى‌هاى برآمده از وقايع سال‌هاى اول انقلاب، که اکنون مويى سپيد کرده‌اند، به راحتى نه تحول مى‌پذيرند و نه حاضرند هويت بيست ساله‌ى‌شان را محکى تازه بزنند. نسل جديد، اما خواسته ها و مطالبات ديگرى دارد. دوران ايدئولوژيک زدگى را برنمى‌تابد و فضاها و چشم اندازهاى نوينى را مى‌طلبد. زبان و بيان آن‌ها، البته طلب کارانه و تهاجمى است. تهاجمى به پدران و مادران شان که فرصت‌هاى بسيارى را از آن‌ها و هم سالان شان دريغ داشته‌اند... با همه‌ى اين تغييرات، متاسفانه اما هيچ نشريه‌ى مستقلى در عرصه‌ى مطبوعات کودک و نوجوان اجازه‌ى انتشار نمى‌يابد و «حکومتى» بودن اين نشريات هم چنان فضاى سنگين آن را «مخاطب گريز» نگه مى‌دارد...

سخن به درازا کشيد و به تعبير سعدى «بايد که دامن سخن برچينم!» ارزيابى مطبوعات کودک و نوجوان در مقطع مورد بررسى (١٣٥٧ تا ١٣٨٢ خورشيدى) نشان مى‌دهد که اين مطبوعات على رغم تحولاتى که تجربه کرده‌اند و گذشت بيست و پنج سال، هنوز در چنبره‌ى نخستين خود گرفتار مانده‌اند. اين مطبوعات هنوز موفق به کسب هويت مستقل نشده‌اند. چنين خصلتى ضعف در ارتباط با مخاطبان واقعى را فراهم آورده است و مآلا اين که، آن‌ها را روز به